توشه ای برای

نوشته های یک طلبه در موضوعات اجتماعی فرهنگی، مذهبی و ... با مناسب یا بی مناسبت!

توشه ای برای

نوشته های یک طلبه در موضوعات اجتماعی فرهنگی، مذهبی و ... با مناسب یا بی مناسبت!

توشه ای برای
بسم الله الرحمن الرحیم
این قرآن است که به ما می گوید:
وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ اَلزَّادِ اَلتَّقْوى‏.براى سفرى که در پیش دارید، زاد و توشه بردارید و بهترین توشه براى این راه، تقوا مى‏باشد، (بقره، آیه 197).
نیست جز تقوی در این ره توشه ای
نان و حلوا را بنه در گوشه ای
چهارشنبه, ۵ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۳۰ ق.ظ

اگر طاقت داری بشنو

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر طاقت داری دردل های مولا را، غصه ها، ظلم و غصب خلافت، وضع محیط و جامعه ی مولا و خاشاک در چشم و استخوان در گلوی مولا علی را، بشنوی و یک وقتی یک جایی تنهایی برای مظلومیتش چند قطره اشک بریزی بخوان و ...

خطبه شقشقیه[1] بخش اول

امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند:
به خدا سوگند، او (ابو بکر) رداى خلافت را بر تن کرد، در حالى که خوب مى- دانست،

من در گردش حکومت اسلامى هم چون محور سنگهاى آسیایم (که بدون آن آسیا نمیچرخد).
(او میدانست) سیلها و چشمه‏ هاى (علم و فضیلت) از دامن کوهسار وجودم جارى است  و مرغان (دور پرواز اندیشه‏ ها) به افکار بلند من راه نتوانند یافت
پس من رداى خلافت را رها ساختم، و دامن خود را از آن در پیچیدم (و کنار گرفتم)
در حالى که در این اندیشه فرو رفته بودم که: با دست تنها (با بى یاورى) به پا خیزم (و حق خود و مردم را بگیرم) و یا در این محیط پر خفقان و ظلمتى که پدید آورده ‏اند صبر کنم
محیطى که: پیران را فرسوده، جوانان را پیر، و مردان با ایمان را تا واپسین دم زندگى به رنج وا میدارد.
(عاقبت) دیدم بردبارى و صبر به عقل و خرد نزدیکتر است،
لذا شکیبائى ورزیدم، ولى به کسى میماندم که: خاشاک چشمش را پر کرده، و استخوان راه گلویش را گرفته،
با چشم خود میدیدم، میراثم را به غارت مى‏برند.
 تا این که اولى به راه خود رفت(و مرگ دامنش را گرفت) بعد از خودش خلافت را به پسر خطاب سپرد،
(در اینجا امام به قول اعشى شاعر متمثل شد که مضمونش این است):

که بس فرق است تا دیروزم امروز            کنون مغموم و دى شادان و پیروز

شگفتا او که در حیات خود، از مردم مى‏ خواست عذرش را بپذیرند (و با وجود من) وى را از خلافت معذور دارند خود هنگام مرگ عروس خلافت را براى دیگرى کابین بست آه چه عجیب هر دو از خلافت به نوبت بهره‏ گیرى کردند.[2]


[1] - شقشقه به صدای خاصی از گلوی شتر می‎گویند اما در اصطلاح به سوز دل و افشای رنج‎نامه گفته می‎شود. از سویی به سخنرانی که با هیجان سخن می‎گوید و سخنور هم هست ذوشقشقه گفته می‎شود.
 
امیرالمؤمنین علی علیه السلام در خطبه سوم نهج البلاغه، این خطبه را شقشقه یا شعله آتشی که از درون مبارکش زبانه کشیده توصیف فرموده است و نام این خطبه هم از همین عبارت امام گرفته شده است.

[2] - ترجمه‏ گویا وشرح ‏فشرده ‏اى ‏بر نهج ‏البلاغه، آیت الله مکارم ،ج 1، صفحه‏ ى 67 

 یا علی مظلوم

نظرات (۶)

۰۶ خرداد ۹۵ ، ۰۲:۱۷ سیّد محمّد جعاوله
عالیییییییییی
پاسخ:
تشکر . ... ولی دردناک . یا علی مظلوم
متشکرم
خوب بود
پاسخ:
تشکر از لطف شما. موفق باشید
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۵۶ ....مسعود ....
متاسفانه... 
پاسخ:
موفق باشید.
مظلوم علی
پاسخ:
واقعیتی تلخ. تشکر موفق و تندرست باشید
بازهم در انتظار هستیم و او (مهدی)
خار در چشم ؛ استخوانی درگلو  - پوراسد
الغوث یارب
پاسخ:
او خواهد آمد. تشکر از حضورتون موفق و تندرست باشید
۰۶ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۴ مهدی زراعتی رخشاندل
سلام
بسیار عالی
ممنون که گذاشتید
پاسخ:
سلام علیکم. تشکر
موفق و تندرست باشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
عموروحاني