توشه ای برای

نوشته های یک طلبه در موضوعات اجتماعی فرهنگی، مذهبی و ... با مناسب یا بی مناسبت!

توشه ای برای

نوشته های یک طلبه در موضوعات اجتماعی فرهنگی، مذهبی و ... با مناسب یا بی مناسبت!

توشه ای برای
بسم الله الرحمن الرحیم
این قرآن است که به ما می گوید:
وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ اَلزَّادِ اَلتَّقْوى‏.براى سفرى که در پیش دارید، زاد و توشه بردارید و بهترین توشه براى این راه، تقوا مى‏باشد، (بقره، آیه 197).
نیست جز تقوی در این ره توشه ای
نان و حلوا را بنه در گوشه ای
چهارشنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۸۹، ۰۴:۴۰ ب.ظ

انتظار یعنی چه؟

انتظار یعنى آماده باش کامل‏
من اگر آلوده و ناپاکم..


من اگر آلوده و ناپاکم چگونه مى‏توانم، منتظر انقلابى باشم که شعله اولش دامان آلودگان را مى‏گیرد! ارتشى که در انتظار جهاد بزرگى است آمادگى رزمى نفرات خود را بالا مى‏برد و روح انقلابى در آنها مى‏دمد، و هر گونه نقطه ضعفى را اصلاح مى‏کند.

 
 چگونگى «انتظار» همواره متناسب با هدفى است که در انتظار آن هستیم:

انتظار آمدن یک مسافر عادى از سفر

انتظار بازگشت یک دوست بسیار عزیز

انتظار فرا رسیدن فصل چیدن میوه از درخت و درو کردن محصول‏

انتظار فرا رسیدن فصل تحصیلى مدارس ...

هر یک از این انتظارها آمیخته با یک نوع آمادگى است.

در یکى باید خانه را آماده کرده و وسایل پذیرایى فراهم ساخت؛ در دیگرى ابزار لازم و داس و کمباین و ... در دیگرى کتاب و دفتر و قلم و لباس مدرسه و مانند آن.

اکنون فکر کنید آنها که انتظار قیام یک مصلح بزرگ جهانى را مى‏کشند در واقع انتظار انقلاب و دگرگونى و تحولى را دارند که وسیعترین و اساسى‏ترین انقلاب‏هاى انسانى در طول تاریخ بشر است.

انقلابى که بر خلاف انقلاب هاى اصلاحى پیشین جنبه منطقه‏اى نداشته و نه اختصاص به یک جنبه از جنبه‏هاى مختلف زندگى دارد؛ بلکه علاوه بر این که عمومى و همگانى است، تمام شؤون و جوانب زندگى انسان ها را شامل مى‏شود؛ انقلابى است سیاسى و فرهنگى و اقتصادى و اخلاقى.

«انتظار» همیشه از دو عنصر «نفى» و «اثبات» تشکیل مى‏شود؛ ناراحتى از وضع موجود و عشق و علاقه به وضع بهتر. در هر انقلاب و تحول بنیادى نیز دو جنبه وجود دارد؛ جنبه نفى و جنبه اثبات.

جنبه نخستین انقلاب که همان جنبه «نفى» است، از میان بردن عوامل اختلال و فساد و انحطاط و شستشو دادن لوح جامعه از نقش هاى مخالف است.

پس از انجام یافتن این مرحله، نوبت به جنبه اثبات یعنى جانشین ساختن عوامل اصلاح و سازندگى مى‏رسد.

ترکیب دو مفهوم «انتظار» و «انقلاب جهانى»؛ یعنى، کسانى که در انتظار چنان انقلابى به سر مى‏برند اگر در دعوى خود صادق باشند (نه جزء منتظران دروغین خیالى) بطور مسلم آثار زیر در آنها آشکار خواهد شد:

خودسازى فردى‏

حکومت جهانى مهدى قبل از هر چیز نیازمند به عناصر آماده و با ارزش انسانى است که بتوانند بار سنگین چنان اصلاحات وسیعى را در جهان بدوش بکشند؛ و این در درجه اول محتاج به بالا بردن سطح اندیشه و آگاهى و آمادگى روحى و فکرى براى همکارى در پیاده کردن آن برنامه عظیم است؛ تنگ نظرى‏ها، کوته بینی ها، کج فکری ها، حسادت ها، اختلافات کودکانه و نابخردانه، و بطور کلى هر گونه نفاق و پراکندگى با موقعیت منتظران واقعى سازگار نیست.

نکته مهم اینجاست که منتظر واقعى براى چنان برنامه مهمى هرگز نمى‏تواند نقش تماشاچى را داشته باشد؛ باید حتماً در صف اصلاح طلبان واقعى قرار گیرد.

ایمان به نتایج و عاقبت این تحول هرگز به او اجازه نمى‏دهد که در صف مخالفان باشد و قرار گرفتن در صف موافقان نیز محتاج به داشتن اعمالى پاک و روحى پاکتر، برخوردارى از شهامت و آگاهى کافى است.

من اگر ناپاک و آلوده‏ام چگونه مى‏توانم منتظر تحول و انقلابى باشم که شعله اولش دامان مرا مى‏گیرد!

من اگر ظالم و ستمگرم چگونه ممکن است در انتظار کسى بنشینم که طعمه شمشیرش خون ستمگران است و من اگر فاسد و نادرستم چگونه مى‏توانم در انتظار نظامى که افراد فاسد و نادرست در آن هیچ گونه نقشى ندارند، بلکه مطرود و منفور خواهند بود، روزشمارى کنم!

آیا این انتظار براى تصفیه روح و فکر و شستشوى جسم و جان من از لوث آلودگی ها کافى نیست!

ارتشى که در انتظار جهاد آزادیبخش به سر مى‏برد، حتماً به حالت آماده باش کامل در مى‏آید؛ سلاحى که براى چنین میدان نبردى شایسته است به دست مى‏آورد؛ سلاح هاى موجود را اصلاح مى‏کند؛ سنگرهاى لازم را مى‏سازد؛ آمادگى رزمى نفرات خود را بالا مى‏برد؛ روحیه افراد خود را تقویت مى‏کند؛ و شعله عشق و شوق براى چنان مبارزه‏اى را در دل فرد فرد سربازانش زنده نگه مى‏دارد؛ ارتشى که داراى چنین آمادگى نیست هرگز در انتظار به سر نمى‏برد و اگر بگوید دروغ مى‏گوید؛ انتظار یک مصلح جهانى به معنى آماده باش کامل فکرى و اخلاقى، مادّى و معنوى، براى اصلاح همه جهان است.

فکر کنید چنین آماده باشى چقدر سازنده است! اصلاح تمام روى زمین و پایان دادن به همه مظالم و نابسامانی ها شوخى نیست! کار ساده‏اى نمى‏تواند باشد! آماده باش براى چنین هدف بزرگى باید متناسب با آن باشد؛ یعنى باید به وسعت و عمق آن باشد.

براى تحقق بخشیدن به چنین انقلابى مردانى بسیار بزرگ و مصمم و بسیار نیرومند و شکست ‏ناپذیر، فوق العاده، پاک و بلند نظر، کاملًا آماده و داراى بینش عمیق، لازم است؛ و خودسازى براى چنین هدفى مستلزم به کار بستن عمیق‏ترین برنامه‏هاى اخلاقى و فکرى و اجتماعى است؛ این است معنى انتظار واقعى؛ آیا هیچ کس مى‏تواند بگوید چنین انتظارى سازنده نیست!

خودیاری هاى اجتماعى‏

منتظران راستین در عین حال، وظیفه دارند که علاوه بر اصلاح خویش، در اصلاح دیگران نیز بکوشند؛ زیرا برنامه عظیم و سنگینى که انتظارش را مى‏کشند یک برنامه فردى نیست؛ برنامه‏اى است که تمام عناصر تحول باید در آن شرکت جوید؛ باید کار به صورت دسته جمعى و همگانى باشد؛ کوشش ها و تلاش ها باید هماهنگ گردد و عمق و وسعت این هماهنگى باید به عظمت همان برنامه انقلاب جهانى باشد که انتظار آن را دارند.

در یک میدان وسیع مبارزه دسته جمعى هیچ فردى نمى‏تواند از حال دیگران غافل بماند؛ بلکه موظف است هر نقطه ضعفى را در هر کجا ببیند اصلاح کند؛ و هر موضع آسیب پذیرى را ترمیم نماید؛ و هر قسمت ضعیف و ناتوانى را تقویت کند؛ زیرا بدون شرکت فعالانه و هماهنگ تمام مبارزین، پیاده کردن چنان برنامه‏اى امکان‏پذیر نیست.

بنابراین منتظران واقعى علاوه بر این که به اصلاح خویش‏ مى‏کوشند، وظیفه خود مى‏دانند که دیگران را نیز اصلاح کنند.

این است اثر سازنده دیگر براى انتظار قیام یک مصلح جهانى! و این است فلسفه آن همه افتخارات و فضیلت ها که براى منتظران راستین شمرده شده است.

حل نشدن در فساد محیط

هنگامى که فساد فراگیر مى‏شود، و اکثریت و یا جمع کثیرى را به آلودگى مى‏کشاند، گاهى افراد پاک در یک بن بست سخت روانى قرار مى‏گیرند، بن بستى که از یأس از اصلاحات سرچشمه مى‏گیرد.

گاهى آنها فکر مى‏کنند، کار از کار گذشته و دیگر امیدى براى اصلاح نیست، و تلاش و کوشش براى پاک نگهداشتن خویش بیهوده است؛ این نومیدى و یأس ممکن است آنها را تدریجاً به سوى فساد و همرنگى با محیط بکشاند، و نتوانند خود را به صورت یک اقلیت ‏صالح در برابر اکثریت ناسالم حفظ کنند، و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوایى بدانند.

تنها چیزى که مى‏تواند در آنها روح امید بدمد و به مقاومت و خویشتن دارى دعوت کند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به اصلاح نهایى است؛ تنها در این صورت است که آنها دست از تلاش و کوشش براى حفظ پاکى خویش و حتى براى اصلاح دیگران بر نخواهند داشت.

و اگر مى‏بینیم در دستورات اسلامى یأس از آمرزش. یکى از بزرگترین گناهان شمرده شده است و ممکن است افراد ناوارد، تعجب کنند که چرا یأس از رحمت خدا این قدر مهم تلقى شده- مهمتر از بسیارى از گناهان- فلسفه‏اش در حقیقت همین است که گناهکار مأیوس از رحمت، هیچ دلیلى نمى‏بیند که به فکر جبران بیفتد و یا لااقل دست از ادامه گناه بردارد، و منطق او این است:

«آب از سر من گذشته است، چه یک قامت چه صد قامت- من که رسواى جهانم غم دنیا هیچ است- بالاتر از سیاهى، رنگ دگر نباشد؛ آخرش جهنم است من که هم اکنون آن را براى خود خریده‏ام؛ دیگر از چه چیز مى‏ترسم!»

اما هنگامى که روزنه امید براى او گشوده شود، امید به عفو پروردگار و امید به تغییر وضع موجود، نقطه عطفى در زندگى او پیدا مى‏شود و چه بسیار او را به توقّف کردن در مسیر گناه و بازگشت به سوى پاکى و اصلاح دعوت مى‏نماید.

به همین دلیل، امید را مى‏توان همواره به عنوان یک عامل مؤثر تربیتى در مورد افراد فاسد شناخت؛ همچنین افراد صالحى که در محیط هاى فاسد گرفتارند، بدون امید نمى‏توانند خویشتن را حفظ کنند.

نتیجه این که، انتظار ظهور مصلحى که هر قدر دنیا فاسدتر مى‏شود امید ظهورش بیشتر مى‏گردد اثر فزاینده روانى در معتقدان دارد، و آنها را در برابر امواج نیرومند فساد بیمه مى‏کند؛ آنها نه تنها با گسترش دامنه فساد محیط مأیوستر نمى‏شوند، بلکه به مقتضاى:

وعده وصل چون شود نزدیک             آتش عشق تیزتر گردد

وصول به هدف را در برابر خویش مى‏بینند و کوشش هایشان براى مبارزه با فساد و یا حفظ خویشتن با شوق و عشق زیادترى تعقیب مى‏گردد.

بنابراین چنین نتیجه مى‏گیریم که اثر تخدیرى انتظار تنها در صورتى است که مفهوم آن مسخ و تحریف شود- همان گونه که جمعى از مخالفان، تحریفش کرده‏اند؛ و جمعى از موافقان مسخش- اما اگر به مفهوم واقعى در جامعه و فرد پیاده شود، یک عامل مهم تربیت و خودسازى و تحرک و امید خواهد بود.

از جمله مدارک روشنى که این موضوع را تایید مى‏کند، این است که در ذیل آیه:
«وعداللّه الّذین آمنوا منکم و عملوا الصّالحات لیستخلفنّهم فى الارض ...؛ خداوند به آنها که ایمان دارند و عمل صالح انجام مى‏دهند، وعده داده است حکومت روى زمین را در اختیارشان بگذارد ...» از پیشوایان بزرگ اسلام نقل شده است که منظور از این آیه «هوالقائم و اصحابه؛ مهدى و یاران او» هستند.

و در حدیث دیگرى مى‏خوانیم: «نزلت فى المهدى؛ آیه درباره مهدى نازل شده است» در حالى که در این آیه مهدى و یارانش به عنوان «الّذین آمنوا منکم و عملوا الصّالحات» معرفى شده‏اند.

بنابراین تحقق این انقلاب جهانى بدون یک ایمان مستحکم، که هر گونه ضعف و زبونى و ناتوانى را دور سازند و بدون اعمال صالحى که‏ راه را براى اصلاح جهان بگشاید، امکان‏پذیر نیست و آنها که در انتظار چنین برنامه‏اى هستند، هم باید سطح آگاهى و ایمان خود را بالا ببرند و هم در اصلاح خویش و اعمال خود بکوشند.

تنها چنین کسانى هستند که مى‏توانند نوید زندگى در حکومت او به خود دهند، نه آنها که با ظلم و ستم همکارى دارند! و نه آنها که از ایمان و عمل صالح بیگانه‏اند!

نه افراد ترسو و زبونى که بر اثر ضعف ایمان از همه چیز حتى از سایه خود مى‏ترسند!

و نه افراد سست و بیحال و بیکاره‏اى که دست روى دست گذارده و در برابر مفاسد محیط زندگى و جامعه شان سکوت اختیار کرده و کمترین تلاشى در راه مبارزه با فساد ندارند.

آرى انتظار راستین این است!(1)

1- حکومت جهانى مهدى (عج)

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
عموروحاني